تبليغاتX
الذین امنو اشد حبا لله
به امید روزی که شاهد ظهور فرزند حضرت رسول (ص) باشیم
بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.

الحمدلله رب العلمین.

امروز یه اتفاقی افتاد که اگه بعدا جوابش مثبت بشه، فکر می کنم که خیلی خوشحال بشم. ای داد از این دنیا...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 22:6  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العلمین.

زمانی که ابلیس بین آدم ها رو بهم می زنه. چقدر خوشحاله. و چقدر راحت ما ابلیس رو خوشحال می کنیم.

پس نوشت: روزی خدا رو می خوریم، ابلیس رو خوشحال می کنیم!
+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 20:58  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العلمین.

مدتی می شه که نمی تونم عکس اپلود کنم. برای همین هم خیلی تاخیر داشتم. بگذریم که این نیز بگذرد.

«...تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین ءامنو و یتخذ منکم شهداء...»
...و ما این روزها را میان مردم می گردانیم تا خدا مومنان را معلوم دارد و از شما گواهانی بگیرد...
سوره مبارکه آل عمران؛ آیه 140

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 22:11  توسط Hossein NR | 
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العلمین.

امروز سال روز میلاد امام هشتمه. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.

پارسال ولادت ایشون افتاده بود تاریخ 88/8/8 برای همین هم خیلی سر و صدا می کردن ملت و ... من کمی ناراحت بودم از اینکه این سر و صدا ها به خاطر چیز دیگه ای بود نه خود ولادت! بگذریم.

از خودم بگم که فکر کنم آخرین باری که رفتم برای مشهد، 4 سال پیش بود! سلام و درود خدا به شما. سلامی از یه بنده ... به یه بنده خوب، از راهی دور.


منبع: شمیم نینوا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 8:35  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العلمین.

رفتیم فیلم "ملک سلیمان" رو دیدیم. صحنه های این تیپیش رو که می دیدم، یاد اول سوره عادیات میفتادم.

ترجمه المیزانی:

« سوگند به آن اسب ها که نفس زنان به سوی میدان جهاد تاختند. و سوگند به آن ها که با نواختن و تاختن بر سنگلاخ ها به وسیله سم هایشان شراره آتش برآوردند. و سوگند به آن ها که بامدادان بر دشمن به ناگهان یورش بردند. و با آن یورش غباری برانگیختند. و بدین وسیله میان سپاه دشمن درآمدند.»

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 11:29  توسط Hossein NR | 
بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.
الحمدلله رب العلمین.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 22:23  توسط Hossein NR | 
بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.
الحمدلله رب العلمین

زمانی خوابی دیدم. من جایی شبیه یه جنگل دراز کشیده بودم. و به یه نوری از بین شاخ و برگ درختا نگاه می کردم. خیلی شبیه اون آیه ای که می گه "خواستار هیچ تغییری نیستن" شده بود. الان که فکرش رو می کنم می بینم، بیشترین چیزی که اون لحظه ها رو برای من رویایی کرده بود، نه جنگل و گل و نور و ... بود! بلکه این بود که من هیچ دغدغه ای نداشتم. فکر به طور مطلق آزاد بود. خیلی جالبه. موضوع اصلی این جا فکر ماست! البته زیبایی اون جا هم قابل وصف نبود. اما آرامش اون لحظه ها بیشتر به خاطر اطمینانی بود که تو قلبم وجود داشت. اطمینان از این که همه چیز دست یه قادر متعاله و اراده ی او بر اینه که تو آرام یه کناری دراز کشیده باشی. پس دیگه لازم نبود چیز دیگه ای بخوای. فقط دوست داشتم اون نور رو نگاه کنم. همین.



اما تا زمانی که توی این دنیا زندگی می کنی. همش پارامترهایی وجود دارن که می خوان آرامش و اطمینان تو رو از بین ببرن. برای مثال همین داستان ماشین بازی بزرگترها. تا چند سال آرزوی داشتن یه X3 ، حالا X6 و ... به قول یکی کار خیلی از شرکت ها این شده که برای ما آرزو و تمنا و خواهش ایجاد کنن. و این داستان همین طور ادامه داره. توی این جریان خیلی ها لذت غرق شدن توی عکس بالایی رو از دست می دن. و لذت این که چقدر می شه کنار خدا آرام شد. و لذت این که...

یادم میاد یه روزی به همراه خانواده از جلوی دانشکده فنی دانشگاه تهران (امیرآباد) رد می شدیم. یکی از فامیلا گفت هر که این جا قبول بشه دیگه نونش تو روغنه و ... چند سال بعد من همون جا قبول شدم. یه روزی توی همون دانشکده با بچه حرف از ازدواج شد بحث طوری بود که به ما القا می کرد که آرزومونه که ... چند وقت بعدش بحث ارشد پیش افتاد و الان هم داریم به دکترا فکر می کنیم! درست مثل یه کارخونه برای خودمون آرزوی جدید تولید می کنیم. البته تحصیل خوبه. حداقل برای من که خیلی خوب بوده. اما نباید اصل رو فراموش کرد. نباید اون قدر الکی سر خودمون رو شلوغ کنیم که نتونیم صدای خدا رو بشنویم. همه ی این داستان ها تا زمانی خوب هستن که ما رو به خالق خوبمون نزدیک کنه. در غیر این صورت نه مال، نه علم، نه قدرت و نه حتی جان ما ارزشی نخواهد داشت (این تیکش از سوره ی کهف استنباط شده :-} ).

سوره ی مبارکه ی آل عمران آیه ۱۴
«زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده حسن الماب»

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 22:20  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.

الحمدلله رب العلمین.

سوره ی ال عمران رو شروع کردم. شاید بهتر باشه که یه دور سطحی روی سوره ها بزنم بعد وارد عمق بشیم! البته اگه خدا توفیق بده و تنبلی نکنم و ... . این سوره رو با نظم بهتری شروع کردم. اول فهم نفسی (معنی لغت و ...) بعد روان خوانی بعد ...

این هم یه آیه از این سوره. در مورد کساییه که روی این دنیا خیلی حساب کردن و براش خرج می کنن. (آیه 117)

« مثل ما ینفقون فی هذه الحیوه الدنیا کمثل ریح فیها صر اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم فاهلکته و ما ظلمهم الله ولکن انفسهم یظلمون »



+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 11:32  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.

الحمدلله رب العلمین.

دلم می سوزه برای کسایی که به قرآن اهانت کردن.

فأین تذهبون إن هو الا ذکر للعلمین
پس شما به کجا می روید؟ این قرآن جز تذکاری برای جهانیان نیست. (سوره ی مبارکه ی تکویر)

هر انسانی یک بار بیشتر توی این دنیا زندگی رو تجربه نمی کنه. و کسایی که توی این مدت از قرآن محروم هستن، تمام عمرشون رو از دست دادن. حالا کسایی که جهلشون تا جایی که "ذکر" رو آتیش می زنن ...

ظاهرا دوباره توی اروپا هم یه حرکت هایی کردن! می خوان دین حضرت رسول رو خشن جلوه بدن! دین پیامبر رحمت رو. خدایا کمک کن. کمک کن تا اوضاع جهان رو به سامان کنیم. خدایا به ما یاد بده. خدایا قبول دارم که تنبلی می کنیم. اما کمک کن تا کاری کنیم. خدایا ما رو به خاطر تنبلی و بی حوصلگی ببخش. خدایا به امید تو همه چیز درست می شه.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 23:38  توسط Hossein NR | 

بسم الله الرحمن الرحیم. یا رحمان و یا رحیم.

[دادگاه رسمیه.

آقای حسین نون ر، زمانی که این کودک گریه می کرد، شما با شکم سیر، در فضایی با دمای هوای مطلوب، رطوبت مناسب، میزان آلاینده ها طبیعی، تنی سالم و ... در حال سپری کردن ثانیه های عمری بودی که بهت هدیه داده شده بود تا کاری کنی. حالا از شما سوال می کنیم. برای این بچه چه کاری کردی؟ ]

چهره گريان يك كودك خردسال پاكستاني در منطقه سيل زده باناي والا در ايالت پنجاب در روز هفتم سپتامبر

متن بالا صحنه اییه که من شاید خیلی باورش نداشته باشم اما احتمال داره اتفاق بیفته. خدایا ما رو به خاطر اسراف بیش از حد، گستاخی بیش از حد، ناشکری بیش از حد ببخش و به ما یاد بده که ...

خدایا ما رو خلق کردی که چه کاری انجام بدیم. خدایا گفتن که 11 سپتامبر می خوان قرآن رو آتیش بزنن، خدایا من چرا راحت دارم زندگی می کنم. خدایا این جا جلوی خلقت می نویسم، و اینا رو شاهد می گیرم که حداقل یه بار توی این دنیا من جو زده شدم و ازت خواستم که کارای این دنیا رو به دست ما سامان بدی. کارای این دنیا رو با خون ما سامان بده، بدون این که شناخته بشیم. اصلا لعنت به هر چی ریا و آدم و دور و بر و مشهور شدن و ... . خدایا این دنیا اوضاعش نابسامانه، ازت عاجزانه می خوام که ما رو شهید به سامان کردنش کنی.

اللهم صل عی محمد و ال محمد و عجل لولیک الفرج.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 16:17  توسط Hossein NR |